اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است

هر که را می‌نگرم غمزده و محزون است

زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب

کز غم اصغر بی‌شیر، دلش پرخون است

یا که لیلی به سر قبر پسر آمده است 

  کاشکش از دیده روان همچو شط جیحون است

مادر قاسم ناکام که می‌نالد زار 

بهر آن طلعت زیبا و قد موزون است

در ره کوفه و در شام و سرا ظلم یزید

  کس نپرسید ز سجّاد که حالت چون است

دختر شیر خدا ناطقة آل رسول

  کز نهیب سخنش کفر و ستم موهون است

کرد ایراد چنان خطبه و ثابت بنمود

که یزید شقی از دین خدا بیرون است

زنده دین مانده ز تصمیم و ز ایثار حسین 

  حق و حرّیت و اسلام به او مدیون است


آیت الله صافی گلپایگانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 15:37  توسط هم قطاران منتظر!  | 

این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

ای آخرین مسافردنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

"آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"

امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 0:12  توسط هم قطاران منتظر!  | 

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها


یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها


(علی اکبر لطیفیان)
برگرفته از "
تيشه هاي اشك"

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 1:18  توسط هم قطاران منتظر!  | 

اگر عصری ست یا صبحی تو آن عصری تو آن صبحی

اگر مهری ست یا ماهی  تو آن مهری تو آن ماهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 23:45  توسط هم قطاران منتظر!  | 
اطلاع رساني همايش استاد رائفي پور در خوزستان
بسم الله الرحمن الرحیم

برنامه های استاد رائفی پور در استان خوزستان به شرح ذیل میباشد:

جمعه 92/9/1: دانشکده نفت واقع در اهواز-کوت عبدالله (شهرستان کارون)..................ساعت20:30 با موضوع وقایع آخر الزمان در احادیث و روایات ، سبک زندگی


شنبه92/9/2:مسجد امام صادق(ع) واقع در  اهواز-منطقه خشایار -خیابان سروش ...............بعد از نماز مغرب و عشا با موضوع  فرقه ضاله وهابیت


شنبه92/9/2:مسجد حضرت علی(ع) واقع در اهواز-چهار راه زند-خیابان قنادان زاده-بین عظیم و مسجدی.........ساعت 19:30 با موضوع مقایسه جنگ سخت و جنگ نرم


یکشنبه92/9/3:دانشگاه چمران اهواز.............ساعت12:30 با موضوع آمریکا آرزو یا توهم


یکشنبه92/9/3:سینما نفت آبادان..............ساعت15:30 با موضوع فرقه یمانی دروغین


یکشنبه92/9/3:دانشکده نفت آبادان.............ساعت19 با موضوع تحولات سوریه(آل سعود ، آل خلیفه)


دوشنبه92/9/4:تالار نیایش واقع در شهرستان شوش............ساعت13 با موضوع ذبح عظیم زمان


دوشنبه92/9/4:تالار فرهنگ واقع در اندیمشک-کوی فرهنگیان.............ساعت15:30 با موضوع زندگی ایرانی به سبک اسلامی


دوشنبه92/9/4:مسجدامام صادق(ع) واقع در اهواز-خشایار-خیابان سروش...............بعد از نماز مغرب و عشا با موضوع فرقه ضاله وهابیت


دوشنبه92/9/4:دانشگاه علوم پزشکی اهواز...............ساعت21 با موضوع جاهلیت مدرن


لازم به ذکر است که مسجد امام صادق(ع)در اهواز در دو نوبت شنبه و دوشنبه در مورد فرقه ضاله وهابیت سخنرانی برگزار میکند.

لطفا رسانه باشید...

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1392ساعت 22:36  توسط هم قطاران منتظر!  | 

صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يك آدينه دارد

بى تو حتى مهربانى حالتى از كينه دارد

بى تو مى گويند تعطيل است كار عشقبازى

عشق اما كى خبر از شنبه و آدينه دارد

جغد بر ويرانه مى خواند به انكار تو اما

خاك اين ويرانه ها بويى از آن گنجينه دارد

خواستم از رنجش دورى بگويم يادم آمد

عشق با آزار خويشاوندى ديرينه دارد

در هواى عاشقان پر مى كشد با بى قرارى

آن كبوتر چاهى زخمى كه او در سينه دارد

ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد

آن كه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 1:24  توسط هم قطاران منتظر!  | 
افسران - پوستر : بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد ...


روایت است که چون تنگ شد بر او میدان ...

فتاد از حرکت ذوالجناح از جولان ...
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت ...
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت ...
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید ...
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید ...
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد ...
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد ...

منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 23:5  توسط هم قطاران منتظر!  | 

گویا رسم مردم اینست:

در حضور امام تنهایش گذاردند و پس از شهادتش مرثیه خوانش شوند!

امروز همه را عزادار حسین (ع) دیدم و کسی به فکر تنهایی مهدی (عج) نبود !

آیا او همچون پدرانش تنها مانده است ؟

هر کس آرزویش شمشیر زدن در کربلاست ، دیگران را امروز به یاد امام زمان (عج) بیندازد ولو با یک پیام!

جنبش مصاف

منبع : پیامک های جنبش مصاف !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 13:11  توسط هم قطاران منتظر!  | 
بسم الله الرحمن الرحیم





[تصویر:  48650076174714883849.jpg?1384095211]



جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد خمینی شهر نوشت:
دوباره باراک اوباما رجز می خواند و هنوز نسل شیعه ی ایرانی را نشناخته است،
آهای حرمله می دانی این روزها ایران برای چه سیاه پوش است؟
آهای حرمله می دانی امروز برای چه کودکان ایران علی اصغر شده بودند؟
آهای حرمله می دانی برای چه چندین قرن است حسین حسین می گوییم؟
آهای حرمله می دانی معنی هیهات من الذله را؟
قطعا نمی دانی و نفهمیدی، نفهمیدی انقلابمان شمر ها را ذلیلانه بیرون کرد، ندیدی جنگمان عمر سعد را از سرزمین عراق را به درک واصل کرد؟
ندیدی که علی اکبرها مان 8 سال جنگیدند تا پیروان حسین زنگ ذلت نبینند؟
آهای حرمله اینجا دگر کربلا نیست، دیگر سه شعبه نشانمان نده، سه شعبه را بر روی میز میگذاری که بگویی گزینه ای روی میز داری؟
بزن حرمله، اما بدان ایران دیگر یک علی اکبر ندارد، هزاران علی اکبر دارد،
بزن حرمله، اما بدان مثل حسین، سر بیعت با یزیدی ندارد و بدان ایران که کوفه نیست و اینجا علی امیر است،
قلاف کن شمشیر حماقت را که امروز عمو عباس داریم، آب داریم، ایران هسته ای داریم و یادت باشد که گزینه های ما همان است که رهبرمان فرمود و با حرامزادگان کار نداریم .
و اما عمه زینب، ام المصائب، مادر صبر، نگران نباش ما همه عباس تو خواهیم شد،
بگذار بکوبند حرمت را، بگذار تخریب کنند ضریحت را، بگذار ببندند آب را، بگذار مثل برادرت حسن در بقیع غریب باشی اما آخر یه روز شیعه براش حرم می سازه، حرم برای اون شه کرم می سازه.
بگذار آتش بزنند خیام را، ما عباس تو خواهیم شد و بغض فرو می بریم، اما عمه زینب شما که عادت دارید اینان از نسل همان هایی هستند که درخانه آتش می زنند و پهلو می شکنند ولی همیشه شیعه با خون خود پیروز نخواهد شد، ما منتظریم منتظر منتقم آخرالزمان.
باراک دیگر بچه های رباب تنها و تشنه نیستند و دیگر کربلا تکرار نخواهد شد.


حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست...

این پایان قصه ی شهادت نیست ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 0:14  توسط هم قطاران منتظر!  | 

الا ای صاحب قلبم کجایی؟

محرم شد نمی خواهی بیایی؟

خوشا آن شور و حال و اشک و آهت

خوشا آن ناله های  نینوایی 

خوشا بر حال تو هر وقت که خواهی

کنار تربت آن سر جدایی



+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 0:3  توسط هم قطاران منتظر!  | 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده‌ی کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خورده‌ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار می‌گریست
خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه‌ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بی‌ستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله‌ی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب‌وار گوی زمین بی‌سکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معامله‌ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله‌ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه‌ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه‌ی ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه‌ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح‌الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

چون خون ز حلق تشنه‌ی او بر زمین رسید
جوش از زمین بذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه‌ی ایمان شود خراب
از بس شکستها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط که ارکان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی‌ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده‌ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک
آل علی چو شعله‌ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه‌ی محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:54  توسط هم قطاران منتظر!  | 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 17:52  توسط هم قطاران منتظر!  | 

*مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:
که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!
بری ظهورش بسیار دعا کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 0:29  توسط هم قطاران منتظر!  | 

تو آن دلیــل خدایی که حاضری امّا
بـرای آمـدنت نـدبه خوانده ام ؛ آقا

خدا کــند که بتـابی  به باور مـردم
و گل کنی به بلنــدی عشق در دلها

تو فصل آخر منظومه ی خدایی عشق
تمام ِ سوره ی یاسین ، طلیعه ی طاها

قــیامِ  حتمی عشقی ، قـعود در قلبم
ســرادقات جمـال ِ تو ، جنت المـأوا

بیاکه بی تو چه سرد است فصل ایمانم
و با تو سبــز و بهاری ، تمــام باورها

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 22:43  توسط هم قطاران منتظر!  | 

افسران - طنز سیاسی / پاسخ دندان شکن و کوبنده ی شرکت های ایرانی به آرم اسرائیلی

طنز سیاسی / در راستای ایجاد آرم ننگین PEPSI که گفته میشه مخفف واژه Pay Each Penny Save Israel یعنی پرداخت هر پنی ذخیره اسراییل است ، خون شرکت های ایرانی به جوش آمده و معانی پنهان اسامی تجاری خود را آشکار کردند تا جواب دندان شکنی به شرکت پپسی داده باشن :

پفک نمکی = پایمردی فلسطین، کابوس ناگوار ملت کینه توز یهودی...
تک ماکارون = تکنولوژی کشور متجاوز اسرائیل کارامدتر از راه ولایت نیست...
شادنوش = شکست اسراییل دربرابر نیروی ولایتمدار شیعیان...
داماش = دندان اسراییلو مردم ایران شکستند!!!!!
کاله = کشور اسرائیلو له میکنیم !!!!
پگاه = پاشو گمشو اسرائیل هرجایی!!!
بن ساله = بنیامین نتانیاهو، سگ اسرائیلی لندهور

دامداران = دهن این مردم دهاتی اسرائیل را، استغفرا... نزار دهنم باز شه

منبع  : لینک

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 21:8  توسط هم قطاران منتظر!  | 
شنبه چهارم آبان 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

در پی انتشار مقاله ای سخیف و سراسر افترا علیه مهمترین و حیاتی ترین رکن تشیع یعنی "امامت" آن هم در روز عید امامت (غدیر) در روز نامه بهار خواندن متن و پاسخ برادر عزیزم جناب ابوالقاسمی را پیشنهاد می کنم.

در ضمن نام این پست * را شایسته چنینن نویسنده ای میدانم


واقعا درد آور است در کشوری شیعی استدلال های احمقانه و کودکانه وهابیان از نشریات ما سر در آورند.

راستش می ترسم گویا باز هم زمزمه های باز گشت نشریات زرد گذشته در راه است.

البته مطالبی از این دست  برخورد بسیار جدی مقامات قضایی را طلب می کند که هر حرام لقمه ای جرات دست به قلم گرفتن و بازی با عقاید ده ها  میلیون محب اهل بیت را نکند.

اینان اگر استدلال دارند و می توانند از افاضات خود دفاع نمایند بنده حاضرم در هر جایی که آنها می گویند با ایشان مناظره علمی نمایم هر چند صاحب خوار را چه رسد به مباحثه علمی.

متن مقاله در ادامه مطلب


*=بنا بر آنچه در سوره اعراف و طه آمده است مراد از خوار (صدای گوساله سامری) آوایی نا مفهوم و بی ارزش همچون آوای گوساله است و صدایی است که کلام محسوب نمی شود چراکه کلام ویژه انسان هاست و صدای خوار همچون اوای حیوانات برای انسان ارزش عقلی خاصی ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1392ساعت 17:46  توسط هم قطاران منتظر!  | 
دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد

تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد

دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:)

خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟

نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست (۱)

من اگر بر جنگجويان عرب غالب شدم

با مددهاي علي ابن ابي طالب شدم

در حُنين و خيبر و بدر و اُحُد گفتم: علي

تا مبارز خواست «عمرِو عبدِوُد» گفتم: علي

با خدا گفتم: علي، شب در حرا گفتم: علي

تا پيام آمد بخوان «يا مصطفي»! گفتم: علي

هر چه مي‌گويم علي، انگار اللّهي ترم

مرغ «او ادني»ييم وقتي که با او مي‌پرم

مستجار کعبه را ديدم، اگر مُحرِم شدم

با «يَدُ الله» آمدم تا «فُوقِ اَيديهِم» شدم

تا که ساقي اوست سرمستند «اصحابُ اليمين »(۲)

وجه باقي اوست، «اِنّي لا اُحبُّ الافِلين»

دست او در دست من، يا دست من در دست اوست

ساقي پيغمبران شد يا دل من مست اوست
 
يکصد و بيست و چهار آيينه با هر يک هزار ـ

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمي خمار

آخرين پيغمبر دلداده‌ام در کيش او

فکر مي‌کردم که من عاشقترينم پيش او

دختري دارم دلش درياي آرامش، ولي

شد سراپا شور و توفان تا شنيد اسم علي

کوثري که ناز او را قلب جنت مي‌کشيد

ناگهان پروانه‌ شد دور سر حيدر ‌پريد

روزگارش شد علي، دار و ندارش شد علي

از ازل در پرده بود آيينه دارش شد علي

رحمتٌ للعالمينم گرد من ديو و پري

مي‌پرند و من ندارم چاره جز پيغمبري

بعد از اين سنگ محک ديگر ترازوي علي است

ريسمان رستگاري تارِ گيسوي علي است

من نبي‌اَم در کنارم يک «نبأ» دارم «عظيم»

طالبان «اِهدنا» اينهم «صراطَ المستقيم»

چهره‌اش مرآتِ «ياسين»، شانه‌هايش «مُحکمات»

خلوتش «والطور»، شور مرکبش «والعاديات»

هر خط قرآنِ من، توصيفي از سيماي اوست

هر که من مولاي اويم، اين علي مولاي اوست


________________________________

1- «نام من عشق است آري مي‌شناسيدم» - زنده ياد حسين منزوي
2- يمين به ابجد 110 مي‌شود. «هر كسى در گرو دستاورد خويش است بجز اصحاب يمين» - آيات 38 و 39 سوره مدثر

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:19  توسط هم قطاران منتظر!  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:9  توسط هم قطاران منتظر!  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلااااااااااااام2817 شکلک های زیبا برای تبریک تولد

عید سعید غدیر خم

را به همه ی

عاشقان مولا علی (ع)


تبریک می گویم....

عیدتون مباااااااااااارک


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 23:6  توسط هم قطاران منتظر!  | 

خوبان را مرور می کنم

تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد

لطف روزگار برایتان مقرر

دلتان به نور خدا منور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 12:36  توسط هم قطاران منتظر!  |